سيد محمد كمره اى

895

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

بعد آقايان به خانه خودشان ، من هم به خانه آمده . شام چلو و كوكو و ماهى بقيه مانده از ناهار را با بچه‌ها خورده ، خوابيديم . [ امور روزانه ] سه‌شنبه 14 رجب . - صبح بعد از چايى ، هوا مشغول بارش و باران خوبى مىآمد ، بتول و احمد به مدرسه رفته ، من هم در خانه مشغول كار متفرقه خانه شده ، ناهار نان و پنير و سبزى و ماست با بتول و ننه اسماعيل خورده ، بتول به مدرسه رفت من هم بعد از چايى بيرون رفته ، به حمام رفتم . بعد از حمام به خانه شيخ حسن خان از نيم به غروب تا ساعت دو از شب رفته ، قدرى صحبت و سه چهار دست شطرنج . بعد بىخبر شام آورده ، آبگوشت و طاس‌كباب خوبى بود . آقا سيد لال هم آنجا بود . بعد از شام به خانه آمده ، بچه‌ها هم خوابيده بودند . آقا شيخ حسن خان هم وعدهء ناهار پنجشنبه پس‌فردا را گرفت كه آقا ميرزا طاهر و برهان هم هستند . من هم قبول كرده . بعد خانه كه آمدم خوابيدم . اخبار ناگوار چهارشنبه 15 رجب . - صبح بعد از چايى احمد و بتول به مدرسه رفته ، بتول مراجعت كه به جهت عيد پاك مدرسه ما از امروز تعطيل . بعد مشغول خواندن و نوشتن كاغذها شده ، ناهار آبگوشت بزباش با بتول و ننه اسماعيل خورده ، بعد از ناهار مشغول خواندن روزنامه رعد شدم كه از مقالات آن بىشرف آتش به قلبم گرفته بود ، بعد چايى خورده سه و نيم به غروب بيرون آمده ، سوار واگون و به خانه آقا ميرزا رضا خان نايينى رفته ، مشغول صحبت شديم . اظهار داشت كه تلگرافى از حجج پول و وجهاى ناموس‌فروش ملت به پاريس شنيده‌ام كه زدند كه آقايان ايرانى آنجا ابدا رسميت ندارند و وكلاى ما نيستند و نيز نقل كرد كه شنيدم صدرايى در يك حوزه در اين چند شبه در حضور جمعيت زيادى نقل كرده كه دمكرات‌ها در اول با انگليسىها كار مىكردند و نظرات خوبى با آن‌ها داشتند تا اين جنگ به واسطه معاهده روس و انگليس قدرى روابط ايرانىها و دمكرات‌ها با آن‌ها تيره شد ، اكنون آن معاهده رفت و خود آن‌ها همه‌قسم مساعدت با ايرانىها دارند و صلاح هم اين است كه ما آن روابط سابق را تجديد و الان هم با آن‌ها كار بكنيم ، بعد يك شخصى ارسىدوز با كمال تغير بلند شده رد بيانات صدرايى را كرده ، جمعى هم به تبع او برخاسته رفتند .